ایراد
صرفاً در غربی بودن آن نیست. نه تنها کت و شلوار، بلکه بسیاری از لوازم
مصرفی ما تولید غرب است و در صنایع مادر یا صنایع کوچکتر نیز بسیاری از
لوازم یا قطعات تولید غرب است و چرخهی صنایع مانند حلقات یک زنجیر به هم
پیوسته است و گاه انفکاک و انقطاع مطلق نه معقول است و نه مقرون به صرفه و
نه ممکن. بلکه موضوع این است که کراوات یک علامت و یک مظهر است و اسلام به مؤمنین و مسلمانان میفرماید که خود را شبیه کفار نکنید.
لباس،
مدل مو، کفش، کیف و یا حتی بسیاری دیگر از اقلام و یا حتی روشها و
رفتارها نه تنها گاه لازم و ضروری است، بلکه چنان عمومیت دارد که علامت یا
مشخصهی یک گروه خاص محسوب نمیگردند. اما گاه شیء یا مدل یا رفتاری علامت
است و تبلیغ مستقم و غیر مستقیم یک نوع اندیشه یا گرایش محسوب میگردد.
به
عنوان مثال: حجاب نیز نوعی لباس است و بسیاری از دختران و زنان در این
عالم، چه در گذشته و چه حال روسری میگذاشتند و میگذارند و چنان چه
شاهدیم، روسریهای ساخت ایتالیا بازار روسری جهان را گرفته است. اما اگر
همین روسری به شکل حجاب اسلامی و برای پوشاندن سر، مو و گردن و ... استفاده
شود، یک علامت میشود و به همین دلیل در غرب ممنوع اعلام میگردد.
کراوات یا پاپیون حتی لباس نیز نیست و هیچ مشخصه یا خاصیت پوششی هم ندارد، بلکه صرفاً یک علامت است.
کراوات،
ریشه در دورهی حکومت کلیسا دارد و پس از جنگهای صلیبی و سقوط دولت
عثمانی و سایر کشورهای اسلامی، به اجبار و به تبلیغ به فرهنگ مسلمانان
تحمیل شد.
در
آن دوره حکومت در اختیار مسیحیها و کلیسا بود و قدرت نیز در دست
«کراواتها» بود که مانند جنگ «صربستان و کراواتها» علیه مسلمانان «بوسنی
هرزگوین» در آن موقع نیز جنایات بیشماری علیه مسلمانان و اساساً غیر
مسیحیها به راه انداختند و کرواتها [در یوگسلاوی سابق و ...] نقش بسیار
مهمی در این جنگها داشتند.
در
آن دوره، مردم را مجبور کردند که به میل و یا با اجبار (و از ترس کشته شدن
یا آسیبدیدن به عنوان غیر مسیحی یا مخالف)، صلیب به گردن خود آویزان
کنند. این صلیب، کمکم و به ویژه پس از رنساس که مردم مسیحی بودند، اما
حکومتهای ضد کلیسا و مسیحیت قدرت را در دست گرفتند، به شکل «کراوات» درآمد
و پس از مدت کوتاهی نیز به «پاپیون» تبدیل شد، تا هم مستقیماً صلیب نباشد و
هم اعتقاد و گرایش دینی مسیحیان را پاسخگو باشد. و پس از آن به عنوان سمبل
«مدرنی، شیکی و گرایش به غرب» به همگان تحمیل شد و توسط عمالی چون آتاتورک
(یا آتاترک) در ترکیه، رضاخان در ایران و شیوخ وابسته در کشورهای عربی به
بلاد اسلامی تحمیل گردید. و سپس با تبلیغات گستردهی مستقیم و غیر مستقیم
القا کردند که هر کس کروات بزند، لابد انسان فرهیخته، با فرهنگ و با شخصیتی
است و هر کس نزند، لابد انسانی لاابالی است.
البته
پس از پیروزی انقلاب اسلامی این فرهنگ حتی در میان شخصیتها و سیاستمداران
غربی نیز شکسته شد، اما هنوز استعمال و بر آن اصرار میشود.
لذا
نه تنها لزومی ندارد که یک مسلمان و یک ایرانی، صلیب و علامت مسیحیان و
غربیها را به گردن خود آویزان نماید و خود را به شکل آنان درآورد - به
ویژه آن که امروزه کراوات به غیر از علامت صلیب مسیحیت، علامت غربزدگی نیز
میباشد – بلکه مسلمان نباید ذلیل باشد و چنین علامتی را به عنوان
غربزدگی، یا شیکی یا هر عنوان دیگری از گردن خود آویزان نماید. یک مسلمان
خودش انسان و علامت خدا، ایمان و اسلام است و نباید خود را به ابزار زنده و
متحرک تبلیغاتی دشمنان خود مبدل نماید.
«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» (آل عمران، 139)
ترجمه: و سست نشويد، و اندوهگين نباشيد و شما برتريد، اگر مؤمن باشيد.
«فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ» (محمد ص، 35)
ترجمه:
پس شما مسلمانان سست نشويد، و مشركين را (با کوتاه آمدن، همسویی، همرنگی و
...) به مسالمت دعوت مكنيد در حالى كه شما پيروز و دست بالائيد و خدا با
شما است و هرگز پاداش اعمالتان را كم نمي كند.
منبع : http://www.x-shobhe.com